ترانه ی بزرگترين آرزو

آه اگر آزادی سزودی می خواند
کوچک
هم چون گلوگاه پرنده ئی٫
هيچ کجا ديواری فرو ريخته بر جای نمی ماند.

ساليان بسيار نمی بايست
در يافتن را
که هر ويرانه نشان از غياب انسانی ست
که حضور انسان
آبادانی ست.

هم چون زخمی
همه عمر
خونابه چکنده
هم چون زخمی همه عمر به دردی خشک تپنده٬
به نعره ئی
چشم بر جهان گشوده
به نفرتی
از خود شونده٬

غياب بزرگ چنين بود
سرگذشت ويرانه چنين بود

آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
کوچک تر حتا
از گلوگاه يک پرنده!



شاملو

/ 4 نظر / 8 بازدید
negar

چی شده بعد از مدت ها حالا که اومدی اين قدر تند تند مطلب مينويسی!اونم بيشتر شعر!! مثلا قرار بود در باره ی شور بنويسی؟؟؟!!!

ای بابا

متن پيام خالی است.

ای بابا

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

mohammad

سلام ما رو از موسیقی خوب محروم نکن!