آشوب را آزادی بخوان!

هميشه خيلی زود و عميق تحت تاثير حرفهای برانگيزاننده ی سياسی و انقلابی (يا به قولی ضد انقلابی!) قرار ميگيرم و مثلا يک قطعه موسيقی يا تعبيری ادبی رو در همين حال و هوا از خودم ثبت ميکنم.

آبانماه ۸۱ بود.يادمه شبی استاد موسيقيم داشت باهام کلنجار ميرفت که چرا کاری نمی نويسم و من هم اين توجيه هميشگی که "حس کار نوشتن نيست" را براش می آوردم و تفسير ميکردم٫ که صحبت به هنرمندان روس کشيد که چه از لحاظ تکنيک سازی و چه ارکستراسيون و آهنگسازی و... هميشه مطرح بودند و به دلايلی که در مقاله ی "در باب سينمای ايران" ذکر کردم احتمالا قسمت زيادی از اين موفقيت رو مديون نظام ساليان وطنشون و اوضاع خفقان کمونيستی و روحيه ی چريکی مردمش هستند.اونشب جمله ای رو از زبان استادم شنيدم که با اون حس ياغيگری درون خودم برخورد و تلنگری بی سابقه رو بهم زد که منجر به ساخت قطعه ای برای پيانو و نوار مغناطيسی شد با نام "آشوب را آزادی بخوان!" که به اعتقاد خودم و سايرين ديگه کاری با اون قوت تا حالا ننوشتم.(تا چند ماه ديگه اين کار در يک مجموعه وارد بازار ميشود.) جمله اين بود که: "هنرمندان بزرگ دنيا هميشه در خفقان متولد می شوند."

وپشت بند اين قضيه ميخوام شعری از دکتر رضا براهنی رو که به ياد خسرو گلسرخی(شاعر آزاديخواه معدوم) سروده بيارم تا با هم لذت هنر انقلابی و  خواندن شعر بيدار! را تجربه کنيم.البته من اهل رفيق و رفيق بازی (به معنای ديگش !) نيستم  اما مثل هر انسان و هنرمند روشنفکری طاقت  سکوت و مدارای  تا هميشه رو ندارم...

جهان ما
دو چيز زنده است
اولی شاعر
و دومی شاعر
وشما
هر دو را کشته‌ايد
اول : خسرو گلسرخی را
دوم : خسرو گلسرخی را

                 ***
شما خسرو گلسرخی را کشته‌ايد
حتی پيش از آنکه بکشيد ، کشته‌ايد
شما دوهزاروپانصد سال پيش از اين
خسرو گلسرخی را کشته‌ايد. 

رضا براهنی  ـ شعرهای زندان

با تشکر از وبلاگ  خسرو گلسرخی 

/ 5 نظر / 12 بازدید
لیلا

ممنون از اظهار لطفتون ! اينجا هم مثل اسمش پرشور است !

maryam

سلام گلکم . سپاس از لطفتان . بله ... راستش م . آرامش نام مستعار من است ... دوست دارم نظرتان را در مورد نوشته هايم بدانم . خوشحال می شوم صدای پايت باز در سياره ی کوچکم بپيچد ... فدای تو . سپاس .

khosro

رفيق ! خوشحالم که به وبلاگ من آمدی نوشته‌ات را خواندم ! هم در موسيقی و هم در ديگر کارهايت موفق باشی ! منهم مثل تو «رفيق» را به معنای واقعی آن بکار می‌برم ! نه با معنای سياسی که در فرهنگ لغات حزب‌های چپ بوده‌است! سرخ سرخ باشی

khosro

رفيق !‌از لينکت ممنونم ! منهم ترا لينک کردم !

sara

سلام دوست عزيز/تازه وبلاگت را پيدا كردم و از اين بابت خوشحالم زيرا اينگونه كه از شواهد پيداست اهل دل و اهل فكري/هميشه آبي بماني