گل بر گستره ی ماه

اعتباری ست برای تن آب
شست و شو دادن گيسوهايش.
خنده اش٫ معجزه در معجزه اش
انفجار همه گلهاست سوی گلهايش.
او که منصور زنان در همه جاست
چهره اش٫نعره ی زيبای اناالحق هاست.

مقطع خواب پرنده ست صمیمیت او.
خواب را میماند.
اما در کنار من خاکستر خوابش
خفته ست.

گل که بر گستره ی ماه قدم بردارد٫اوست.
و خداحافظی اش
آنچنان چلچله سان ست که من می خواهم
دائما باز بگوید که: خداحافظ٫اما نرود.
و سخن گفتن او
مثل اسطوره ی یک جنگل شیشه ست٫که بر سطحش٫
بلبل از حیرت٫دیوانه شده٫لال شده ست.



از کتاب گل بر گستره ی ماه (یک تذکره ی کوچک تغزل) رضا براهنی

/ 2 نظر / 34 بازدید
ريحانه

سلام...جالب بود،تحريک شدم برم و اين کتاب رو بخونم....خوشحال ميشم به ساحل خيال من هم يه سری بزنيد...قول ميدم خيلی بهتون بد نگذره....منتظرتونم....فعلا خدانگهدار

کوندرا پسند

سلام نويد جان.مرسی که زياد به ما سر می زني و من از اين معرفتها بهرهء زيادی نبردم. شاد باش و دير زی